کاش هرگز نگفته بودم...

 

الان بعد از مدت ها اومدم به وبلاگمون سر زدم

با دیدن آخرین مطلبی که گذاشته بودی با اینکه قبلا از خودت شنیده بودم این حرفا رو ولی بغض عجیبی گلومو گرفت.

اون شب نمی دونم چرا اون حرفا رو زدم؛ اصلا دوست نداشتم یه چنین حرفایی رو بزنم چون همونطور که قبلش گفتم فقط داشتم به اون چیزا فکر می کردم و هیچ نتیجه گیری نکرده بودم

اما خیلی اصرار کردی که کاش نمی کردی و فرصت میدادی که زمان همه چی رو بهم ثابت کنه

ثابت کنه که بهترینی ثابت کنه که چه پیوند عمیقی بینمون وجود داره

من سعی می کنم که اون شبو کلا فراموش کنم و تو هم همینطور اصلا دوست ندارم فکر کنی که من در موردت بد فکر میکنم چون جز مهر و محبت و عشق تو چیز دیگه ای در فکر و قلب من وجود نداره

همیشه عاشقتم همسر مهربانممممممممممممممم

ماچماچماچماچماچماچقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلبقلب

در ضمن دعا های خوشگلت رو هم که گذاشته بودی خوندم

دستت درد نکنه ایشالا در پناه حق و در زیر سایه لطفش خوشبختیمون ادامه پیدا کنه

لبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخند

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
الهام

سلام عزیزم عشقم نمی خواد بد فکر کنی من که خودم بهت گفتم بیخیال بشیم [چشمک] اینطوری فک کن که شد خاطره برامون [لبخند] دیگه نبینم غصه بخوری و افسوس بی خیال باشه ؟؟؟ حالا بخنددددددد [ماچ]