من و تو

درباره ما
دکتر شریعتی جمله ای داره که میگه : سرمایه ماورایی انسان به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.من خیلی به این جمله فکر کردم، به اینکه حرف هایی از جنس نگفتن چی می تونه باشه و به این نتیجه رسیدم که یعنی : حرف هایی که هنوز فرصت و موقعیت گفتنشون فراهم نشده ، حرف هایی که شاید مخاطب هنوز به درجه فهمش نرسیده ... ولی خوب جنس این حرف ها می تونه عاشقانه ، عارفانه ، سیاسی ، اجتماعی و ... باشه . اما ما میخوایم اینجا هیچ حرف نگفته ای واسه هم نداشته باشیم چون می خوایم سرمایه هامون و با هم قسمت کنیم ... چون ما یه روحیم تو دو بدن ... چون نیمه های پیدا شده ایم ... خدایا شکرت
منوی اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
نویسندگان

تو این روزای فراق دلم خیلی هوات و کرده ، دلم خیلی برات تنگ شده ... می دونستم ندیدنت برام خیلی سخته ولی نمی دونستم اینقد خیلی سخت باشه ، کارم شده دیدن عکسات و وقتی بهشون نگاه می کنم بیشتر دلم برات تنگ میشه و گریه ام در میاد ...

روز رفتنت تو فرودگاه همش گریه ام می گرفت خیلی خودم و سفت نگه داشتم که بیرون نیاد،  آخه هم نمی خواستم سختی سفرت و برات زیاد کنم و هم اینکه مامان همیشه می گه پشت سر مسافر گریه نمی کنن ... امروز اینقد دلم تنگ شد که تو شرکت با شنیدن این آهنگ دیگه نتونستم خودم و کنترل کنم و گریه ام در اومد ...

امروز سه شنبه است ، یعنی فردا میای ایشالله ، دلتنگیه من هی بیشتر و بیشتر تر میشه ، کاش فردا زودتر برسه...

 

 هنو دل من وقتی که

تو رو می بینه می لرزه

حس اون شب آشنایی

به دلم بر می گرده

گفتم اون شب آشنایی

یادته من و تو راهی

شده بودیم تو بارون

گفتیم از فرداهامون

 

گفتم عاشق باشیم تا پای جون

تو هم گفتی نباشه

بینمون حرفی پنهون

یادمه گفتم نازه

اون چشمات بی اندازه

دیدم از حرفم داره

 گونه هات گل میندازه

آخر اون شب عهدی بستیم با هم

هر کدوم هر جا هستیم

دلامون با هم باشن

 

ای خدا ممنونم از تو

که اون و دارم بعد از تو

اونی که دریای عشقه

به خدا کسی نیست غیر از تو

 

منتظر زنگت بودم ، امتحان داشتی ، فکر می کردم تموم که بشه می زنگی بهم ، شایدم دوست داشتم اینطور باشه ، اما نزدی ... ، با خودم فکر کردم شاید با گذشت روزا این دوری واسه تو راحت تر میشه بر عکس من که هی دردش بیشتر  و بیشتر میشه ، شایدم امید فردا برگشتنته که خیالت رو راحت تر کرده ، نمی دونم ... فقط می دونم دلم بیشتر گرفت ...

 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست                           هرکجا هست خدایا به سلامت دارش

+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/٤/٧ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ  توسط الهام  رهگذر