من و تو

درباره ما
دکتر شریعتی جمله ای داره که میگه : سرمایه ماورایی انسان به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.من خیلی به این جمله فکر کردم، به اینکه حرف هایی از جنس نگفتن چی می تونه باشه و به این نتیجه رسیدم که یعنی : حرف هایی که هنوز فرصت و موقعیت گفتنشون فراهم نشده ، حرف هایی که شاید مخاطب هنوز به درجه فهمش نرسیده ... ولی خوب جنس این حرف ها می تونه عاشقانه ، عارفانه ، سیاسی ، اجتماعی و ... باشه . اما ما میخوایم اینجا هیچ حرف نگفته ای واسه هم نداشته باشیم چون می خوایم سرمایه هامون و با هم قسمت کنیم ... چون ما یه روحیم تو دو بدن ... چون نیمه های پیدا شده ایم ... خدایا شکرت
منوی اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
نویسندگان

پژمانی جون سلامقلبماچ

دیشب باز ناراحت شدیم و بدتر از اون با ناراحتی خوابیدیم...

کاش که میشد من ناراحت نشم یا اینکه تو بدونی ناراحتیم خیلی ساده تر از اون چیزی که زیاد بینمون اتفاق میفته قابل حله ...خیال باطل

منم مثل تو خسته میشم گاهی، ولی از دلم نمیاد که بهت بگم ... آخه همیشه وقتی تو این حرف رو میزنی من کلی افسرده و ناامید میشم ... واسه همین هیچ وقت نمی خوام طوری باهات حرف بزنم که تو هم اون حس رو داشته باشی ...قلب

می دونی پژمانی، راجع به درک متقابل حق با تو ه ، گاهی احساس می کنم اصلا درکم نمی کنی و اصلا نمی تونم درکت کنم ... گاهی از خودم می پرسم : واقعا تو مغز این مردا که یکیش شوهری خودمه، چی میگذره؟؟ ولی نمی فهمم... شاید این زن بودن من و مرد بود تو مانعش میه ... به نظرت خدا واقعا چرا همچین کاری کرده؟؟ چرا دو تا دنیای متفاوت  و کنار هم گذاشته که با م به آرامش برسن، این تفاوت که کار و سخت می کنه ... واقعا خدا به چی فکر میکنه؟؟ دنیا چرا اینقدر عجیبه؟؟ من چرا اینقدر عجیبم؟؟ مغزم درد میکنه به خدا ...آخ

الانم فکر کنم منتظر زنگ من بودی که خوابت نبرده و من اینجا منتظر زنگ تو ، آخه هفته پش یه عااااااااالمه تماس عاشقانه باهام گرفتی 5 شنبه ای و لی من و خوشحال کردیقلب ... وقتی دیدم زنگ نزدی گفتم حتما رفتی و خوابت برده از خستگی و دیگه نزنگیدم بهت ... ولی فکر کنم تو ناراحت شدی ناراحت... حالا من چه کنم؟؟؟سوال

الان بهت sms میزنم چشمک

کاش ناراحت نشده باشی عزیزمناراحت

من واقعا دوست دارم ، واقعاااااااااا ، باور کن ...ماچقلببغل

+ نوشته شده در  ۱۳٩۱/۱/٢٤ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ  توسط الهام  رهگذر