من و تو

درباره ما
دکتر شریعتی جمله ای داره که میگه : سرمایه ماورایی انسان به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.من خیلی به این جمله فکر کردم، به اینکه حرف هایی از جنس نگفتن چی می تونه باشه و به این نتیجه رسیدم که یعنی : حرف هایی که هنوز فرصت و موقعیت گفتنشون فراهم نشده ، حرف هایی که شاید مخاطب هنوز به درجه فهمش نرسیده ... ولی خوب جنس این حرف ها می تونه عاشقانه ، عارفانه ، سیاسی ، اجتماعی و ... باشه . اما ما میخوایم اینجا هیچ حرف نگفته ای واسه هم نداشته باشیم چون می خوایم سرمایه هامون و با هم قسمت کنیم ... چون ما یه روحیم تو دو بدن ... چون نیمه های پیدا شده ایم ... خدایا شکرت
منوی اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
نویسندگان

نامه پژمان به من :

سلام بهترینم

الان اولین شبه دور دوم کلاس های آموزشی تو اصفهانه که دارم سپری می کنم. ساعت 7 و نیم عصر بود که رسیدم خوابگاه با اینکه گشنم نبود ولی چون بچه ها گفتند بریم شام من هم با  هاشون رفتم. تا شام خوردیم ساعت حدودا 8 بود که من با عجله رفتم تو سایت تا برم تو وبلاگمون ببینم عزیر دلم چه درد دلی کرده با من که ازش بی خبر موندم البته خیلی هم بی خبر نبودم چون صبح پنجشنبه کلی تو بغلم با هام درد دل کرده بودی و یه چیزایی گفتی اما دلم آرومو قرار نداشت. با حرف هایی که زده بودی دلم خیلی پریشون بود و یه جورایی از اینکه باعث شده بودم یه چنین فکرایی بکنی خودمو نمیبخشیدم. الان که دلنوشته هاتو داشتم می خوندم یهو بغضم ترکید و نتونستم جلوی خودمو بگیرم و از ترس اینکه همکارا متوجه شن از سایت زدم بیرون و بهت زنگ زدم. اون لحظه دیگه کم آوردمو اشکام درومد. بعدش که یکم باهات حرف زدم یکم حالم خوب شد و برگشتم تو سایت. حالا می بینم که به خاطر من رفتی و اکانت فیسبوکتو بستی. واقعا منو شرمنده تر کردی. با اینکه همچین توقعی ازت نداشتم ولی باز هم ازت تشکر می کنم که به خاطرم این کارو کردی. من هم خواستم که اکانتمو ببندم ولی هر کاری کردم فیلتر شکنه راه نداد.همون طور که امروز تو تاکسی بهت گفتم هر روز از دیروز عاشق تر و دیوونه تر ِ تم. دلم می خواد دوباره تو بغلم بگیرمت و یه دل سیر گریه کنم. ای شالا که این هفته هر چی زودتر تموم شه و بیام پیشه عسل گلم

 همیشه در قلب منی عشق جاویدانم، الهامممممممممممم

 

خواهم امشب را که با غم سر کنم
دفتری با اشک چشمم تر کنم
نام آن دفتر نهم دیوان عشق
اشک را عنوان آن دفتر کنم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جواب من به پژمان : 
 
سلام پژمانم
اول اینکه ببخشید که با ناراحتیم ناراحتت کردم
دومم اینکه خواهش می کنم . قابل تو رو نداشت
می دونی پژمانی خوشی من خوشی توه و خوشی تو خوشی من ، هر چی خوش تر و اسوده خاطر تر باشی خوشی بیشتری به من هدیه میدی و منم خوش تر و آسوده تر میشم ،  دوست دارم تو رو همیشه خوش ببینم ، سرشار از شادی و عشق ق ق ق 
پژمانم تو خوبترینی
تو دقیقا همونی هستی که من می خواستم
تو دقیقا خود خود عشقی
از صمیم قلب و با تمام وجوووووووووووووووووووود دوستت دارم عشق شیرینم
اگه اشکالی نداره من این نامه تو رو هم تو وبلاگمون بنویسم که یادگاری باشه از عشقمون
می دونی پژمان دارم به چی فکر می کنم؟؟
به اینکه مگه زندگی شیرین چیزی جز اینه؟؟؟
به امید دیدارت هرچی زودترررررررر

 

+ نوشته شده در  ۱۳٩٠/٥/۱ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ  توسط الهام  رهگذر