سلامقلبلبخند

سلام به روی ماه الهام خانوم خودم که ایشالا همیشه لبای خوشگلش پر از گل خنده باشه.لبخندمژه

جیگر جونم, یه چند وقتیه که وبلاگمون داره خاک میخوره و منم دیدم یه حرفایی تو دلم هست که بهتره به زبون البته نه به رشته تحریر (چه با کلاسزبان) در آورم. خوب بریم سر اصل مطلب...متفکر

عزیزم, هر وقت که حرفمون میشه( که دیگه نمیشه) تو فکر میکنی که من اصلا کلا دوست ندارم وگرنه که بات دعوا نمی کردم خوب حقم داری که اینطور فکر کنی چون به قول خودت من خیلی محکم دعوا میکنم(که دیگه نمیکنم) ولی مطمئن باش که همیشه دوست داشتم و دارم و خواهم داشت. به قول شاعر شک به دلت راه نده منو تو دلت جا بده...

الهام جونم, همونطور که میدونی خداوند با اون حکمتش مرد و زن رو از دو جنس کاملا متفاوت خلق کرده که باعث تشکل خانواده و استحکام اون میشه. هر وقت مرد بخواد افکار و رفتار زنانه داشته باشه و یا برعکس زن مردونه فکر کنه انگار این دو وارد حریم و قلمرو دیگری شدند و مشکل و درگیری پیش میاد. به قول اون نویسنده اجنبی "مردان مریخی و زنان ونوسی"متفکر

خوشگلم, من بعد از اینکه تنها رفتم تو اتاقم به کارای بدم فکر کردم(روش تربیتی مدرن و امروزینیشخند) به این نتیجه رسیدم که باید از الهام خانوم توقع داشته باشم که مثل یک زن عمل کنه (که میکنه) نه یه مرد. الان که دارم فکر میکنم دلیل اکثر مواقعی که من ازت ناراحت شدم و کار به دعوا رسیده توجه نکردن به همین موضوع بوده. دیگه نمیخوام نبش قبر کنم و مثالاش رو ذکر کنم ولی خلاصش اینکه آقا ما به اشتباهمون پی بردیم.

عسلم,الان امیدوارم که همه دعوا ها و حرفایی که توش از روی عصبانیت و ناراحتی و نه از ته قلب زده شده رو فراموش کنیم و بیایم با انرژی و صفا وصمیمیت مثال زدنی خودمون زندگی مشترکمون رو ادامه بدیم. من همین جا از همین تریبون معذرت خواهی می کنم و ازت خواهش میکنم که بدی های منو ببخشی و حلال کنیافسوس. به خاطر همه خوبی هات و از اینکه تو این مدت بدی هامو تحمل کردی ازت متشکرم.تشویقتشویقتشویقتشویق

تو همسر عزیز و پاره تنمی و بدون که بهترینمی عشقم

 

 بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل

تنها ؛ تویی تو که می تپی به نبض این رهایی

تو فارق از وفور سایه هایی

باز آ که جز تو جهان من حقیقتی ندارد

تو می روی که ابر غم ببارد

به سمت ماندن ات راهی نمیشوی چرا

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

سحر اضافه کن به فهم آسمام

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

بیا که بی تو من غم تو صد خزانم

***************

بگذار بگویم که از سراب این آب بریدم

من از عطش ترانه آفریدم

به سمت ماندنت راهی نمی شوی چرا

گاهی ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها

شمرده تر بگو با من حروف رفتنت

تا من بگیرم از دلت همه بهانه ها را

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

سحر اضافه کن به فهم آسمانم

آشوبم آرامشم تویی

به هر ترانه ای سر میکشم تویی

بیا که بی تو من غم تو صد خزانم

 

 بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل بغلماچقلببغل بغلماچقلب