و باز هم اولین جمله ای که می نویسم اینه که : خیلی ی ی ی ی وقته که اینجا ننوشتم! آخه اینقدری مغز و روان و روح و جسم و دست و پامون بند بود که یادمون هم نمی افتاد بیایم تو خونه مجازیمون ! بله دیگه ، حتما از تاپیک حدس زدین جریان از چه قراره؟! اثاث کشی به خونه جدید. خونه ای که خودمون خریدیم ، البته آذر ماه سال گذشته و حالا اومدیم توش زندگانی کنیم. فردا میشه یه هفته که اثاثامون و آوردیم این خونه ! ولی همچنان خونمون رونق نگرفته البته روز به روز بهتر میشه ها ولی کار هنو خیلی داره . این اولین خونه خودمونه که رفتیم توش. نمی دونم تا آخر عمرمون چندتا خونه دیگه خواهیم داشته یا چندبار اثاث کشی خواهیم داشت! ولی باید بگم اثاث کشی یکی از سخت ترین کارهای دنیاست....

فعلا پژمانی قول داده سرمون که خلوت تر شد من و به ددر ببره و هی خوشحال باشیم.خوشمزه آخه این مدت ذهنش خیلی درگیر بود و از اون سرخوشی فاصله گرفته بود!ابرو و حالا ما دلمون خوشه به عشقمون که یکم آرامش گرفته که الهی همیشه آرامش داشته باشه آقامون.ماچ

دوست دارم خداااااااااااااااااااااااااااااااااا

دو.ست دارم پژماااااااااااااااااااااااااااااان