همسرم گاهی سعی می کنم برای اینکه درکت کنم با کفش های تو راه بروم

اما می دانم خیلی وقت ها، هر چقدر هم با کفشهایت راه بروم نمی فهممت

آخر می دانی، کفشهایت برای من بزرگ است

توی پای من لق می زند

آخر تو مردی ، خدا خودش تو را اینطور ساخته

و من زنم، با همان خلقتی که او برایم رقم زده

حتی اگر کفشهایت برای تو تنگ باشند برای من گشادند

می بینی چه ساده از درک صد در صدیت باز می مانم؟؟؟

گاهی از اینکه تو مثل من فکر نمی کنی و نمی خواهی دلگیر می شوم

گویی گاهی لقی کفشهایت پاهایم را می زند و ترشرو می شوم

نه! نه اینکه بخواهم تو را تغییر دهم، شاید این ها هم از خصلت های مردانه توست

نمی خواهم بگویم چه کفش های بزرگی داری ...

نمی خواهم کفش های خودم را به زور به پای تو کنم

نمی خواهم با تلخ شدن رفتارم، روزت را و ساعتت را تلخ کنم

فقط دلم میخواهد کفشهایت را به خودت بدهم و تو مرا در آغوش بگیری و راه ببری

اینگونه زخم پایم را فراموش می کنم و آرامش می گیرم

آخر میدانی، آغوش گرمت همیشه مامن من است

آرامشی که فقط با تو در کنار من است

آرامش دوست داشتن تو ...

همسرم با تمام مردانگی هایت، حتی آنهایی که نمی فهمم، دوستت دارم

 

الهام تو

( وقتی ازت می خواست برای رفتن به آتلیه زودتر بیای و تو دلت نمی خواست ... )

 ----------------------------------------------------------------------------------------

جوابیه پژمانی

 

سلام عزیز دلم

اولا ببخشید که دیردارم جواب میدم, فکرنمی کردم قبل تز کنکور فرصت کنی مطلب
بزاری

فدات بشم با این همه درک و فهمت

راستش با این مطلب قشنگت کلی منو امیدوار کردی

اصلا قشنگی زندگی به همین تفاوت های مردا و زنهاست

مهم اینه که به افکار و سلایق همدیگه احترام بزاریم و این چیزخیلی قشنگیه

آغوش من همیشه برای عزیزدلمی یازه

دوست دارم بهترینم

بغل